أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
235
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
زير عمامه مىگذاشتند كه مخروطى شكل بود . « 1 » اين لباسى بود كه در اين طايفه و در ميان بسيارى از شهرهاى دنياى اسلام شايع گرديد و تا قرنها باقى ماند . اما ديگران به جز عمامه ، كلاهى بر سر گذاشته اطراف آن پارچهاى از حرير « 2 » مىبستند كه به آن كلّوته مىگفتند ؛ و اين چيزى شبيه كوفيه يا طاقيهء امروزى بود . مردم عادى هم ازارى داشتند كه شبيه به فوطه ( پيش دامن ، پيش بند ) بود . نيز پيراهنى كه روى آن كمربندى بسته مىشد . طبقات بالاتر علاوه بر آن ، لباده يا عبايى هم بر تن مىكردند . كفشهاى مورد استفادهء آنان هم تك انگشتى بود كه انحنا داشت و با تكهاى چرم ، انگشت را به بالاى پا متصل مىكرد . برخى از آنان هم از موزه « 3 » ( پوتين ) كه از پوست يا مو درست مىشد و يا جرموق « 4 » كه چيزى شبيه كفش بود ، اما وقتى وارد مسجد يا قصر مىشدند آن را در مىآوردند ، استفاده مىكردند . استفاده از رنگهاى متنوع در لباس كمتر مورد استقبال بود و بيشتر از رنگ سفيد استفاده مىشد . به علاوه رنگ مشكى كه بزرگان براى عبا و جبّه از آن استفاده مىكردند ، چرا كه رنگ سياه شعار عباسيان بود و صاحب منصبان بايد از آن استفاده مىكردند . اما باديهنشينان به همان ازار اكتفا كرده ، بقيهء بدن آنان بدون پوشش و يا با چيزى شبيه ردا و عبا پوشيده بود . مستعين به آنان دستور داد تا از آستينهاى گشاد « 5 » استفاده كنند و پولهاى خود را در آنها حفظ كنند . بدين ترتيب ، بعيد نمىدانم چيزى شبيه همين كه در باديهنشينهاى امروزى است ، بوده باشد . « 6 » زنان پيراهنى مىپوشيدند كه جلوى گردن آنها شكافته بود . آنان سرهاى خود را با
--> ( 1 ) . تاريخ الاسلام السياسى ، ج 3 ص 442 . ( 2 ) . النجوم و الزاهرة ، ج 7 ، ص 230 . ( 3 ) . الاداب السلطانيه ، ص 10 . ( 4 ) . بنگريد : مختصر تاريخ العرب امير على ، ص 388 . ( 5 ) . مروج الذهب ، ج 2 ، ص 187 . ( 6 ) . اين همان است ، اما همين هم امروزه در باديه نسخ شده و جاى آن را آستينهاى گرد گرفته كه تا مچ دست مىرسد ( عاتق ) .